گزارش دوم
جامعه شناسی دو معنای متفاوت دارد:
گاهی جامعه شناسی را به معنای خاص به کار می برند که در این صورت این واژه به یک رشته ی
دانشگاهی مشخص و محدود اطلاق می شود رشته ایی که موضوع آن مطالعه ی جامعه یا به طور
کلی جامعه شناسی دانش مطاله ی علمی زندگی اجتماعی معاصر و مدرن است.
گاهی اوقات جامعه شناسی را به معنای عام و نامحدود یعنی همه رشته های علوم اجتماعی به کار می برند.
بنابراین خود لفظ جامعه شناسی نوعی ابهام در آن پنهان است: مردم عادی معمولا متوجه ی این
ابهام هستند . جامعه شناسی اغلب به معنای همه ی عتوم اجتماعی مثل انسان شناسی ،مطالعات
فرهنگی ،برنامه ریزی اجتماعی و... برای عامه ی مردم خیتی معنادار نیست.
جامعه شناسی یعنی هرنوع دانشی مربوط به جامعه یا هر نوع دانشی در زمینه ی انسان ، جامعه ،
فرهنگ می باشد.
جامعه شناسی در تاریخ تقریبا 150 ساله اش به تدریج از نظر قلمرو موضوعاتی که مطاتعه می کند
و روش های تحقیق و دیدگاهایی که درباره ی انسان بیان کرده گسترش پیدا کرده است.
جامعه شناسی در یک بحث پایه ایی طولانی به تدریج توسعه پیدا کرده و امروزه گاهی تا 200
شاخه ی گوناگون از جامعه شناسی ظاهر شده مثل جامه شناسی خانواده ، جامعه شناسی صنعتی و...
هرکدام از گرایش های جامعه شناسی خودش به تنهایییک دنیای وسیعی دارد و گفتمان پژوهشی
وآموزشی دارد .
جامعه شناسی را می توان یک تنه فرض کرد که این تنه ده ها شاخه دارد و هر شاخه خودش میوه ها
و گل های گوناگونی را دارد.
گسترش جامعه شناسی به صورت شاخه های متعدد چگونه رخ داد؟ اولین مسئله که باعث گسترش
جامعه شناسی شد ظهور مسایل جدید در زندگی اجتماعی است.
جامعه شناسی وظیفه ی حرفه ایش توصیف و تحلیل زندگی اجتماعی معاصر و امروزی است.
زندگی اجتماعی در جامعه صنعتی و مدرن شکل گرفته که این جامعه از انقلاب به بعد تحت تاثیر
عوامل گوناگون مثل توسعه ی فناوری ها ،پیدایش دولت های ملی ، پیچیده تر شدن تقسیم کار
اجتماعی ، ظهور وبروز مشکلات و بحران های گوناگون در زندگی اجتماعی و.. باعث شده که
جامعه معاصر و مدرن در حال تغییر و دگرگونی شود.
نظریه پردازان معتقدند که تغییر اجتماعی یکی از اصلی ترین ویژگی های زندگی اجتماعی یا جامعه
مدرن می باشد .
این تغییر دائمی یا پویایی دائمی موجب بروز مسائل تازه برای انسان شده است.
جامعه شناسی به عنوان یک شاخه ی معرفت بشری وظیفه ی مطالعه ی این مسائل تازه را دارد .
در قرن 19 برای جامعه شناسان بزرگی مثل اسپنسر ، زیمل ، وبر و...بهترین موضوعی که مطرح
بود کلیت جامعه بوده است .انقلاب صنعتی و تحولات مدرن کل زندگی انسان را دگرگون کرده بود و
کلیت جامعه ی بشری به یک پرسش اساسی تبدیل شده بود. در نتیجه اندیشمندان کلاسیک جامعه
شناسی سعی کرده اند که این کلیت و تغییر و تحولات بحران ها را بررسی کنند و یک فهم علمی از
جامعه انسانی مطرح کنند. بنابراین هر یک از جامعه شناسان کلیت جامعه را مطرح می کرده اند .
اما به تدریج با تحول جامعه به سوی امروز دیگر تئوری پردازی درباره ی کلیت جامعه جای خود
را به تدریج به تئوری پردازی در زمینه ی اجزای جامعه می دهد .
هر بخش خودش یک دانشی را به وجود می آورد که آن بخش را مطالعه می کند. به تدریج جامعه
شناسی خانواده ظاهر میشود وبعد از ان جامعه شناسی دین وبعد جامعه شناسی صنعتی و سازمان ها
و... ظاهر می شوند .این پیدایش جامعه شناسی ها از یک سو نتیجه ی پیچیده تر شدن و متنوع شدن
مسائل ،بحران ها و موضوع های اجتماعی از سوی دیگر در نتیجه ی تراکم ،انباشت و توسعه ی
گفتمان جامعه شناسی را بیان می کند
جامعه شناسی روستایی مانند جامعه شناسی شهری دو شاخه ی تخصصی از جامعه شناسی هستند که
در سال های 1930به بعد ابتدا در ایالات متحده ی آمریکا و سپس در کشورهای اروپایی شکل می
گیرد و به تدریج توسعه پیدا می کنند.
پیدایش این دو شاخه ی دانش یعنی جامعه شناسی روستایی و شهری در نتیجه ی بحرانها و مسایلی
است که در زندگی اجتماعی انسان و شهرهای صنعتی به وجود می آید. جامعه شناسی شهری با
ظهور مکتب شیکاگو در سالهای پیش شکل می گیرد .
اولین مکتب جامعه شناسی شهری دنیا محسوب می شود که در نتیجه ی مهاجرت روستایی ها به
شهرها گسترش پیدا می کند و جمعیت شهری به یکباره به طور تصاعدی افزایش پیدا می کند و
مسایل شهری مثل فقر،بزهکاری، بیکاری و...شکل می گیرد.
هم زمان با گسترش جامعه شناسی شهر ی، جامعه شناسی روستایی هم به وجود می آید چون با
مهاجرت روستاییان به شهرها ،هم شهرها و هم روستاها دچار مشکل می شود .
روستاها به تدریج از سکنه خالی می شوند و اقتصاد کشاورزی و دامپروری بامشکل عدم نیروی
انسانی مواجه می شود و موجب می شود که قشر جوان ،خلاق ،و فعال از روستا بروند و قشر
کهنسال و ناکارآمد در روستا بماند درنتیجه خود آن جمعیت روستایی نیازمند کمک میشوند وبه
خدمات وسیع بهداشتی و درمانی نیاز دارند ومهاجرت دو طرف زندگی انسان را دچار بحران م
کند .
اما علاوه برمسئله ی مهاجرت مسائل دیگری در روستاها به وجود می اید که برای زندگی انسان
مشکلاتی را به وجود می آورد.
طرح های توسعه ی روستایی مثل گسترش تکنولوژی ها و ماشین آلات کشاورزی و ... نظم سنتی
زندگی روستایی را بر هم می زند که این بر هم خوردن نظم، بهای خونبار و دشواری را برای
جمعیت روستایی به وجود می آورد و این اتفاقی است که در کل جهان رخ داده است . علاوه بر این
تغییرات وسیع که در نتیجه ی نوسازی روستاها به وجود می آید و شیوه ی زندگی روستایی که
شیوه ی غالب چندین هزار سال بوده در نتیجه ی صنعتی شدن و توسعه ی دولت های ملی ،
گسترش سازمان های اداری ، توسعه ی خدمات اجتماعی در روستاها و تغییر ارزش ها و بسیاری
از تحولات دیگر موجب شده زندگی روستایی آن آرامش تاریخی خودش را از دست بدهد و زندگی
روستایی تبدیل به یک مسئله و یا بحران اجتماعی برای انسان بشود .
جمعیت کره ی زمین تا سال 1800میلادی تنها یک میلیارد نفر بود و در سال 1927 جمعیت کره ی
زمین به 4 میلیارد نفر افزایش پیدا کرد و در حال حاضر این جمعیت 7 میلیارد نفر هست و در چند
سال آینده این جمعیت احتمالا به 10 میلیارد نفر خواهد رسید این تحول و یا انقلاب جمعیتی بحران
های زیادی برای زندگی انسان به وجود آورده است.
این انفجار جمعیتی در نتیجه ی توسعه ی علم پزشکی، گسترش خدمات بهداشتی ، گسترش منابع
غذایی و ... در زندگی انسان بوده است .
این انفجار جمعیتی پیامد های گوناگون برای زندگی انسان داشته است :
هم جمعیت روستایی و هم جمعیت شهری به یکباره چند برابر شد . در سال 1300 ایران 7 میلیون
نفر جمعیت داشت ولی در سال 1390 این جمعیت به 80 میلیون نفر رسیده . در سال 1300 هشتاد
درصد جمعیت ایران ایلی و روستایی بودند در حال حاضر جمعیت روستایی ایران 25 درصد است.
بنابر این افزایش جمعیت یکی از مسائل اساسی است که کل زندگی انسان را دگرگون کرده است .
این افزایش جمعیت نه تنها از لحاظ کمی بلکه از لحاظ کیفی حاوی پیامد ها و مسائل گوناگونی برای
زندگی اجتماعی است که بخشی از این پیامد ها مربوط به روستاها میشود .
مهاجرت جمعیت روستایی به شهر ا افزایش پیدا کرده است اما همین تعداد باقیمانده در روستا ها یک
جمعیت قابل توجهی برای کره ی زمین هستند .
مهاجرت جمعیت روستای به شهرها ، تحول در شیوه ی زندگی روستایی و پیامدهایی که این تغییرات
به دنبال خود داشت از یک طرف باعث شد که دولت ها روز به روز بیشتر در زمینه ی مدیریت
وتوسعه ی روستا تلاش و برنامه ریزی کنند. به تدریج روستا به یک سئله ی ملی و جهانی تبدیل شد.
دولت ها موظفند برای مدیریت شهرها به روستا ها بپردازند و شهر ها در نتیجه ی جمعیتی که از
روستا می آیند تغییر می کند .
از طرف دیگر رشد جمعیت روستایی ، همان جمعیتی که مهاجرت نمی کردند باعث می شد که
جمعیت روستایی روز به روز افزایش پیدا کند و مسائلی که آن جمعیت داشت به عنوان مسئله ی ملی
مورد توجه دولت ها قرار بگیرد .
اقتصاد جامعه ی بشری عمدتا وابسته به زندگی روستایی است . غذا ،شیر و لبنیات که ما مصرف
می کنیم توسط دهقانان و دامپروران و کشاورزان که ساکن شهرها نیستند تامین می شود و در نتیجه
ی ما آدم ها هر کجای دنیا باشیم وابسته ی فعالیت های اقتصادی که روستاییان انجام می دهند هستیم
. بنا براین روستا برای جامعه ی بشری همواره یک کارکرد بزرگ و حیاتی داشته و دارد .
تغییر و تحول در زندگی روستایی به معنای تغییر و تحول در نظام غذایی مااست.
زندگی روستایی علاوه بر تامین مواد غذایی بخش مهمی از اقتصاد ملی کشور می باشد. به این معنا که کم و بیش کل منابع طبیعی یعنی زمین و آبهای هر جامعه ایی توسط ساکنان روستاها مدیریت میشود زیرا آنها هستند که روی زمین کار می کنند و از آبها استفاده می کنند . بنابراین محافظت از منابع طبیعی به خصوص منابع مربوط به دامپروری و کشاورزی ، بهره برداری از منابع طیبعی و مدیریت منابع طبیعی باید توسط جمعیت روستایی مورد توجه قرار بگیرد.
گذشته از این با افزایش تصاعدی جمعیت ،وابستگی های دولت ها و جوامع به گندم ،میوه ،لبنیات و ... روز به روز بیشتر می شود.
ما امروز بیش از 10 برابر یک قرن پیش نیازمند به تامین تولیدات غذایی هستیم . اگر روستا نتواند پاسخ گو باشد ما باید این مواد و نیازمندی ها را از کشورهای دیگر وارد کنیم ومعنای این واردات این است که مردم این پولی را که تولید می کنند و مواد دیگری هم می دهند تا بتوانند نیازمندی های خود را تامین کنند. این کشور ها از جمله ایران ناگزیرند همواره بخش مهمی از برنامه ی توسعه ی خود را صرف اقتصاد روستا کنندتا اقتصاد ملی بتواند یک گردش کاری داشته باشد که این اقتصاد در مسیر توسعه یافتگی قرار بگیرد . اما روستاها علاوه بر جنبه های جمعیتی ، اقتصادی و نقشی که با شهر ها دارند از جنبه ی فرهنگی نیز برای انسان قرن 20 اهمیت داشته است . روستا از نظر تاریخی خواستگاه و پایگاه اصلی سنت و دانش و فرهنگ های بومی و محلی همه ی ملت هاست و همچنین انسان عمده ی حیات خودش را در محیط های غیر شهری گذرانده است یعنی همه ی جوامع به نوعی زندگی ایلی و قومی ویا روستایی داشته اند. اگر زندگی انسان را به 24 ساعت تقسیم کنیم 22ساعت و 50 دقیقه را در روستاها و قبیله ها ایلات بوده است و کمتر از یک ساعت در زندگی شهری به سر برده است.
در ایران تا سال 1375 جمعیت کشور اکثریت شهرنشین شدند که آمار تا قبل از آن نشان می داد که جمعیت ایران ایلی و روستایی بوده اند و این بدان معناست که عمده ی تاریخ ما در محیط های غیرشهری شکل گرفته است.
عمده ی تجربه های بشری در هنرها ، دانش ،مهارت و ... ماهیت روستایی دارند . هنرهای قومی و موسیقی سنتی ودیگر دانش های بومی و محلی ما عمدتا روستایی هستندحتی عقاید دینی ورسوم و آیین ها تحت شیوه یزندگی روستایی ما قرار دارد.
از این رو تحولات دنیای مدرن باعث تغییر و گاهی نابود شدن زندگی روستایی و فرهنگ روستایی شده و این امر یعنی منسوخ شدن سنت و از میان رفتن آیین و رسوم روستایی برای انسان مدرن یک مسئله است. انسان نمی تواند و نباید چندین هزار سال تجربه و میراث فرهنگی خودش را دور بریزد .
ظهور مدرنیته و گسترش سیاست های نوسازی ،از بین رفتن سنت ها ، آیین ها، ارزش ها و و نگرش های بومی را به وجود می آورد . این امر موجب شده که روستا ها نه تنها از حیث اقتصادی و جمعیتی بلکه از حیث فرهنگی که روستا پایگاه سنت می باشد و باید ازآن محافظت کرد به یک مسئله ی مهم تبدیل شده است.
کلیه ی این موضوعات از قبیل صنعتی شدن ، توسعه ، مدرنیته و نوسازی به وجود آمده باعث شده که روستاها به مثابه ی یک مسئله ی اجتماعی دربیاید و تبدیل روستا به یک مسئله ی اجتماعی زمینه ی ظهور یک دانش جدید به نام جامعه شناسی روستایی را موجب شده که تنها جامعه شناسی بلکه تاریخ ، اقتصاد ،انسان شناسی و... نیز در قرن 20 به طور گسترده به روستا بپردازد .
گفتمان جامعه شناسی روستایی در حت و هوایی شکل گرفت که روستا یک مسئله برای زندگی بشر شده . روستا از ابعاد اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی اصلی ترین دغدغه ی انسان قرن 20 بوده وهست .
اگر به ادبیات غرب نگاه کنیم می بینیم شکل دادن نوعی فهم از زندگی روستایی است.
با این وجود هنوز شهر به روستا وابسته است و رفت و آمد نواحی روستایی و شهری به طور گسترده ایی وجود دارد .
نکته ی اصلی این است که روستاها از همان سالهای 1800 م شروع می شود و رونق پیدا می کند و یک نوع پناهگاهی است برای ما آدمهایی که داریم از زندگی شهری آسیب می بینیم و آلودگی محیط زیست ، مصرف گرایی ، فقر شهری ، تضادها و تعارض ها ما را اذیت و خسته می کند. و در تخیل خود یک منظره ی آرام و دلنشین قدیمی را تصور می کنیم که گویا آنجا هنوز همه چیز به روال سابق پیش می رود که آدمها همه مهربون و دوست داشتنی هستند .
روستا برای انسان قرن 20 یک نشانه و نماد است که به کمک آن می خواهد زندگی شهری خود را نقد کند .
روستا برای انسان قرن 20 یک منبع حیاتی نیازهای اقتصادی است. روستا به عنوان یک منبع جمعیتی است که بخش مهمی از جمعیت نیروی کار شهر را تامین می کند ونیروهایی که باحداقل مزد سخت ترین کارها را انجام میدهند از روستا می باشند .
روستا در عین حال جایی است که میراث فرهنگی و سنت های ما بوده است . از این رو انسان قرن 20 روستا را به شکل های مختلف در کانون توجه خودش قرار می دهد .این است که ادبا و فیلسوفان و شاعران و جامعه شناسان و... به سراغ محیط های روستایی می روند تا آنجا را توضیح بدهند .
چرا جامعه شناسی در آمریکا به وجود آمد؟
جامعه ی آمریکا از جمله کشور هایی است که در زمینه ی صنعتی شدن پیشگام است و طبیعی است که پیامد های صنعتی شدن برای آمریکا زودتر از کشورهای دیگر بر ملا شود .
از طرف دیگر جامعه ی آمریک جامعه ایی است که رشته ی جامعه شناسی را خوب پذیرفته و در دانشگاهایش نهادینه کرده است و بیشترین رشد جامعه شناسی در آمریکا بوده است .
تراکم انباشت دانش در آمریکا بیش از هر کشور دیگری در جهان رقم خورده است . طبیعی است است که خیلی از رشته ها از جمله جامعه شناسی ابتدا در دانشگاههای آمریکا شکل می گیرد و گسترش می یابد و البته با تفکیک شدن روستا به مثابه ی یک مسئله ی اجتماعی برای سایر کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه و توسعه نیافته به تدریج روستا نیز به این مسئله پی بردند و با گسترش علم جدید در دانشگاههای سایر کشورهای جهان به تدریج جامعه شناسی روستایی در این کشورها گسترش پیدا میکند.
در ايران از سال هاي 1337 به بعد جامعه شناسي روستايي با تاسيس موسسه مطالعات اجتماعي دانشگاه تهران رشته جامعه شناسي روستايي به وجود مي آيد .
جامعه شناسي روستايي از اولين گرايش هاي جامعه شناسي در ايران است.
اولين دپارتمان جامعه شناسي ، جامعه شناسي روستايي مي باشد. براي اينكه در سالهاي 1300 به بعد مهمترين مسئله ي ما روستا است هم براي شهرنشين ها وو هم غيرشهرنشين ها.
توسعه ي روستا ، مديريت روستا ،تغيير روستا در برنامه و دستور كار دولت قرار مي گيرد .
دولت ها هم براي مديريت شهرها و هم براي مديريت روستا ها بايد به روستا بپردازند. در نتيجه ي سازمان برنامه و بودجه ي ايران از همان سال هاي 1330 به بعد پروژه هاي تحقيقاتي گسترده ايي درباره ي روستا ها اجرا مي كند و اين امر زمينه ي پيدايش جامعه شناسي روستايي در ايران افزايش مي دهد .
موسسه ي مطالعات اجتماعي دانشگاه تهران بازوي پژوهشي سازمان برنامه و بودجه بود و همه ي برنامه هاي توسعه ي دولت را اجرا مي كرد و اين موسسه بايد تحقيقات آن را انجام مي داد .
از آنجايي كه بخش مهمي از برنامه هاي توسعه در زمينه ي توسعه ي روستايي بود جامعه شناسي روستايي در ايران شكل گرفت ولي غير از مسئله ي سازمان برنامه و برنامه هاي توسعه ي روستايي، به گفتمان هاي روشنفكري ايران در روستاها خيلي توجه داشتند .
علاوه بر جريان ماركسيس كه نقش مهمي داشت كه روستا را در كانون توجه قرار بدهد خود دولت نيز در برنامه هاي خود مجبور بود به روستا ها توجه كند و سياست هاي نوسازي دولت باعث مي شد كه روستا اگرچه نسبت به شهر ها كوچكتر مي شدند و به يك مسئله ي اجتماعي تبديل شده بودند اما در عين حال به موضوعي لاجرم كه دولت ها بايد به آن توجه كنند تبديل شدند .
در گذشته هاي دور از نظر باج ، خراج ، عوارض و ماليات به روستا ها توجه مي كردند و به زندگي شان توجهي نداشتند . ارباب ها و فئودال ها مديريت روستا ها را بر عهده داشتند اما با پيدايش دولت هاي ملي ، مديريت روستا ها از دست ارباب و فئودال ها بيرون آمد و در اختيار دولت ها قرار گرفت اين امر يعني ادغام روستاها در دولت هاي ملي يكي از عواملي بود كه اهميت روستا را بالا مي برد .
جامعه شناسي روستايي يكي از زيرشاخه هاي گفتمان جامعه شناسي است كه موضوع آن عبارت است از : مطالعه ي زندگي روستايي ، تحولات ، كاركرد ها ،مسائل و موضوعات اين شيوه ي زندگي روستايي در دنياي امروز است .
اين دانش يا رشته يا گفتمان يعني جامعه شناسي روستايي قابل مطالعه است كه ما به عنوان يك رشته از آن نام مي بريم ودر ايران به عنوان چند واحد درسي در رشته هاي مختلف ارائه ميشود .
جامعه شناسي روستايي به عنوان يك دانش ، رشته ، معرفت يا آگاهي در دنياي جديد در مواجهه با روستا در تمام حوزه هاي ادبي ، هنري ، سينمايي و... به عنوان يك موضوع مطرح شده است و اين موضوع ابعاد گوناگون آن را مورد توجه قرار داده است .
جامعه شناسي روستايي به عنوان يك دانش يا معرفت چيزي است مفهومي ، نظري كه همه ي دانشگاهها و جوامع از آن استفاده مي كنند و چيزي است محلي يا ملي .
جامعه شناسي روستايي به عنوان شيوه ايي سخن گفتن در زمينه ي روستا ، زندگي روستايي و روستاييان مي باشد . اين شيوه ي سخن گفتن يا ديدن و نشان دادن روستا بايد با عينك جامعه شناسي به اقتصاد ، آداب ورسوم ، خانواده و جمعيت و... نگاه كنيم .هر كشوري تحت تاثير نظام سياسي ، موقعيت تاريخي ، وضعيت اجتماعي ، تجربه ي خاص آن ملت شكل ميگيرد .
جامعه شناسي روستايي در ايران از سالهاي 1310 به بعد ابتدا توسط ماركسيس ها مباني آن شكل ميگيرد ولي به طور رسمي و دانشگاهي از سال 1337 به بعد است .
گفتمان جامعه شناسي روستايي در واقع مربوط به تحقيقات دانشگاهي نميشود بلكه اين گفتمان را ميتوان در سينماي ايران ادبيات داستاني و... ديد .
گفتمان جامعه شناسي روستايي بسيار فراتر از آموزش و يا فراتر از پژوهش مي باشد كه اين شيوه ي نگاه كردن يعني ما از يك چشم انداز انتقادي_اجتماعي ميخواهيم روستا را بازنمايي و تحليل كنيم .
جامعه شناسي به عنوان يك رشته ، علم ، گفتمان و دانش است آنجايي كه به عنوان رشته
است مربوط به دانشگاه و آموزش است و آنجايي كه به عنوان گفتمان است مربوط به جامه است و آن چيزي كه دانشمندان و جامعه شناسان و فيتم سازان و... به كار ميبرند مربوط به گفتمان است.روستا در گذشته جايي بود كه در آن زندگي ميكرديم و بخشي از هويت ما محسوب مي شد ولي امروزه جايي است كه درباره ي آن بحث ميكنيم چون تعداد زيادي از ما از روستا جدا شده ايم و الان براي ما به عنوان يك گالري از ميراث فرهنگي يا يك منبع اقتصادي مي باشد كه در بيرون از شهر قرار گرفته و ما از آنجا تغذيه مي كنيم .
گاهي روستا به عنوان ( ديگري شهر ) محسوب ميشود ويا ( ديگري تمدن ) است .
جامعه شناسي روستايي چه كاربرد ويا اهميتي دارد ؟
اهميت جامعه شناسي از حيث آموزش نمي باشد و بايد از ديد ( دانش يا گفتمان ) نگاه كرد نه از ديد رشته كه اين هيچ ارزشي ندارد .
همان طور كه گفتيم جامعه شناسي روستايي به مثابه ي يك مسئله مطرح است و همه ي اين مباحث به عنوان اهميت روستا تلقي مي شود زيرا آن مسائل هنوز هم وجود دارد اگرچه جمعيت روستايي نسبت به كل جمعيت كاهش پيدا كرده است ولي فراواني مطلق جمعيت روستايي چندين برابر گذشته است .
جمعيت روستايي هنوز مهم ترين بخش مولد كشور محسوب ميشود و هنوز فرهنگ ، كار ، توليد مهمترين ركن فرهنگ روستايي در مقابل فرهنگ شهري محسوب مي شود .
جامعه ي شهري جامعه ي مصرفي و جامعه ي روستايي جامعه ي توليدي است .و جامعه ي روستايي براي ما واقتصاد ما يك پشتيبان محسوب مي شود . جامعه شناسي روستايي فقط نمي تواند روي اقتصاد تكيه كند بلكه فرهنگ در روستا به يك مسئله تبديل شده است اگر در گذشته فروپاشي اقتصاد روستا يك مسئله بود امروزه تحولات فرهنگي روستا يك مسئله است .
در يك قرن اخير روستا از طريق جاده ها و وسايل ارتباطي و... با شهرها ارتباط برقرار كرده اند و با آن ادغام شده اند و روستاييان ديگر براي خود وخانه ي خود توليد نمي كنند بلكه مي خواهند توليدات خود را در شهرها به فروش برسانند .
( مصرف ) به عنوان مهمترين عامل در تغيير سبك زندگي روستايي در روستا راه پيدا كرده است . در واقع تغيير از يك جامعه ي توليدي به يك جامعه ي مصرفي رخ داده است واين مصرف در سبك زندگي و ابعاد زندگي بروز پيدا كرده است .
اهميت جامعه شناسي روستايي در اين است كه به ما كمك مي كند تا به يك حس نزديك و همه جانبه از زندگي روستايي برسيم .اين فهم شناختن براي جامعه ايي كه دارد شهرنشين ميشود خيلي ضروري است و اين نوع شناختن يك نوع خودشناسي است . براي كساني كه جامعه شناسي را يك فعاليت فكري و روشن فكرانه مي دانند اين شناخت يك معنا دارد و براي كساني كه جامعه شناسي را يك فعاليت فكري نمي دانند و آن را فعاليت حرفه ايي مي دانند يك معنايي ديگر دارد.
جامعه شناسي براي هر دو گروه مفيد است براي كساني كه براي خود يك رسالت فكري و اخلاقي ويا اجتماعي قائلند و مي خواهند به عنوان مصلح اجتماعي آگاهي انتقادي رهايي بخش توليد كنند بسيار اهميت دارد زيرا روستاها هم به عنوان برهه ي اجتماعي و هم مسئله ي بحران هاي اجتماعي ، اخلاقي ، فرهنگي مي باشد .
بنابراين براي كساني كه رسالت روشن فكري قائلند و معتقدند مي خواهند در گفتمان جامعه شناسي مشاركت كنند و دانشي براي آگاهي و اصلاح و تغيير ايجاد كنند مي تواند جامعه شناسي روستايي به ما كمك كند البته روشنفكران ما ديگر برخلاف گذشته به سراغ روستا نمي روند و ترجيح مي دهند به سراغ هنر و رمان و سينما و... بروند .روستا به عنوان بخشي از كليت جامعه ي ايران مي تواند براي فهم زندگي شهري مهم باشد .
چه عاملي باعث شد كه روستا را روستا بناميم ؟
طبق تعريف آماري تمام محيط هاي انساني كه بيش از 10000 نفر باشد شهر مي نامند و كمتر از اين تعداد روستا ناميده مي شود كه اين تعريف درستي نمي باشد . در واقع جايي كه اقتصاد آن بر پايه ي كشاورزي ويا دامپروري باشد روستا ناميده مي شود .
شيوه ي زندگي روستايي اگرچه تغييراتي پيدا كرده است ولي هنوز تفاوت هايي دارد مثل معماري روستا كه مي توان از خانه سازي و جاده ها و... متوجه اين موضوع شد .
ا
و
نددد
این وبلاگ برای درس جامعه شناسی روستایی ، استاد دکتر نعمت الله فاضلی طراحی شده است