مقدمه :

با افزایش رشد بی رویه جمعیت و برقراری ارتباطهای بیشتردر تعاملات اجتماعی مغایرتهایی به وجود می آید که باعث آسیب های فراوان خواهد شد و از آنجا که این آسیب ها با مسائل اجتماعی پیوند نزدیکی دارند بنابراین یک آسیب می تواند سایر بخش های جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.

سی رایت میلز ،مسائل عمومی را در حقیقت ناشی از بحرانی در نظام نهادها می داند به عقیده او،مسائل،معلول دگرگونی های ساختی است که به واسطه گسترش و ارتباط پیچیده نهادهای اجتماعی افزایش می یابد(میلز 34:1380)

رابرت نیسبت معتقد است یک مشکل اجتماعی،شیوه رفتاری است که توسط بخش اساسی نظام اجتماعی ،به تخلف از یک معیار و یا به طور کلی تخلف از معیارهای پذیرفته شده با هنجار اجتماعی گفته می شود.

 

انواع آسیب :

در روستا ها آسیب های مختلفی وجود دارد . آسیب های مورد بررسی در این مقاله عبارتند از اعتیاد ، فقر ، طلاق ، نزاع های محلی  بررسی شده اند .

 

نزاع های محلی :

نزاع دسته جمعی یکی از معضلات جامعه است که بخصوص در مناطق ایلی و قبیله ای بیشتر به چشم می خورد و نه تنها باعث ضرب و جرح که گاهی اوقات با کشت و کشتار همراه است.این نزاع می تواند بر سر یک مسئله پیش پا افتاده تا مسائل مهم باشد.

از آنجایی که شیوه زندگی مردم استان کهگیلویه و بویراحمد به صورت طایفه ای و قومی بوده و هم اکنون نیز به چشم می خورد بنابراین نوعی تعصبات قومی و قبیله ای بر این استان حاکم است و این خود می تواند منشأ خیلی از درگیری هایی باشد که بین افراد رخ می دهد.این نزاع ممکن است گاهی بین دو شخص اتفاق بیفتد ولی به دلیل نزدیکی روابط قومی، منجر به درگیری بین دو یا چند طایفه شده و به یک نزاع دسته جمعی تبدیل گردد.

نزاع ها گاهی اوقات در مجالس شادی بر سر یک مسئله کوچک اتفاق خواهد افتاد که علاوه به بر هم خوردن مجلس شادی باعث به وجود آمدن کینه و دشمنی بین دو یا چند طایفه و قوم خواهد شد که شاید سالهای سال به طول انجامد.

حال این سؤال اینجا مطرح است که نقش طوایف در پیشگیری از نزاع دسته جمعی چیست و چه عوامل اجتماعی می تواند بازدارنده این نزاع باشد.

در این مقاله سعی شده است با بررسی این عوامل و ارائه راهکارها گامی مفید در جهت رفع این معضل از چهره استان و سایر مناطقی که با چنین مشکلی دست و پنجه نرم می کنند برداشته شود.


جایگاه نزاع در فرهنگ دینی

قرآن کریم هدف از خلقت را عبادت و کمال می داند و تکمیل کمالات و تتمیم مکارم،مکمل و متمم و لازمه همدیگرند و این تعامل بستگی به خلق(اخلاق) دارد ،یعنی در صورتی که اخلاق فرد منطبق با ازرشهای دینی بوده و ملکه نفسانی که افعال از آن صادر می شود تابع دین باشد و تسلیم قوانین مقرره از سوی شارع مقدس باشد،مسلماً متعرض قرمز نشده و وارد مرحله نزاع نمی گردد و اگر جامعه منطبق بر نظام و سامانه دینی باشد زمینه تعرض و تجاوز به خطوط قرمز در آن مهیا نمی گردد.

قرآن در رفتارهای فردی و اجتماعی و مراودت معمولی خشونت را جایز ندانسته و از آن نهی کرده است سفارش اسلام به اصلاح ذات البین،رعایت اخلاق خانواده،سفارش همسایگان،احترام،به حقوق اقلیت های مذهبی و حفظ کرامت انسان و انسانیت و پرهیز از هر گونه خشونت در روابط اجتماعی نشان دهنده آن است که اسلام به مدارا اهمیت ویژه قائل است.بعلاوه تشریع احکام جزایی اسلامی بر اساس تسامح تشریح شده است.

اسلام تکالیف فوق قدرت و سخت گیری های غیر منطقی راتشریح نکرده است.«لا یکلف الله نفسا الا وسعها» و «ربنا لا تحمل علینا اصراکماحملته علی الذین من قبلنا...»از سوی دیگر هر گونه عسر و حرج در دین نفی شده است«ما جعل علیکم فی الدین من حرج»(بقره 286).

در اینجا یکی از پرسشهای مهم این است که آیا تشریح و اجرای قوانین کیفری مانند حدود و قصاص، خشونت است؟

اولاً باید گفت: احکام کیفری با هدف جلوگیری از ناهنجاریها و تأمین عدالت و مصالح فردی و عمومی به وجود می آید.از این رو در قرآن از اجرای قانون قصاص به عنوان حیات اجتماعی یاد شده است«و لکم فی اقصاص حیاه یا اولی الالباب»(بقره 178).از سوی دیگر برخورد با مفسدان و قانون شکنان ایجاب می کند که قانون بازدارنده تشریح شود.واقعیت آن است که تشریح برخی از قوانین به منظور جلوگیری از ناهنجاری ها،قانون شکنی ها،اجرای عدالت،برقراری امنیت و دفاع از حقوق اکثریت مردم و دفاع از نظام مشروع صورت می گیرد چه بسا انسانهایی که قرآن از آنان به عنوان حیوان یاد می کند.کسانی که امنیت مردم را در خطر انداخته و رأفت و مهربانی و هدایت بر آنان تأثیری ندارد.نیاز به راهکارهای بازدارنده دارند که همان قوانین جزایی و کیفری است.اصولاً اگر در جوامع قوانین جزایی و کیفری و دفاعی وجود نداشته باشد چگونه می توان جامعه مبتنی بر مدارا و آرامش را به وجود آورد همان قانونگذارانی که نظریه پردازان نفی خشونت هستند قوانین به ظاهر خشونت آمیز را نیز تشریح کرده اند که از آنها به عنوان دفاع مشروع یاد می شود تشریع این دسته قوانین حکایت از آن دارد که این دسته از قوانین یا از مصادیق خشونت نیستند و یا این نوع خشونت ها مشروع می باشد،بنابراین مجازاتهای قانونی را باید از مصادیق خشونت ورزی ندانسته و در رد و یا اثبات آن دخیل ندانیم.

ثانیاً در قرآن اجرای قوانین جزایی و کیفری اولین راهکار نیست (لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان...) (حدید 25)بلکه آخرین راهکار است. در اندیشه دینی حکومت وظیفه دارد که با تخاذ سیاست های منطقی به فقرزدایی پرداخته های بزهکاری اقتصادی را از بین ببرد.امام علی(ع) خطاب به مالک اشتر فرمودند:به کارگزارانت حقوقی مکفی برسان تا با آنان در اصلاح نفس کمک کند و از دست درازی به اموال مردم که در اختیارشان هست بی نیاز کند (نهج البلاغه نامه 53).

همچنین حکومت وظیفه دارد که با طرح سیاست های کلان فرهنگی به آموزش های اخلاقی توجه نموده و به اشاعه و گسترش باورهای دینی مانند خدا محوری، معاد باوری و معنویت گرایی بپردازد که اینها عوامل به جرم زادیی است.ایجاد تسهیلات برای ازدواج و برنامه های سازنده جهت استحکام نظام خانوادگی یکی دیگر از رسالت های نظام می باشد نظارت عمومی که از آن به عنوان امر به معروف و نهی از منکر یاد می شود نقش بنیادی در جرم زدایی دارد از سوی دیگر رهبران دینی نیز وظیفه دارند که با هدایت و موعظه از عوامل جرم زا جلوگیری کنند. در اسلام جرم نوعی بیماری است که اسلام به پیشگیری آن اهیمت خاص داده است.

رابعاً: عفو عمومی از سوی حاکم اسلامی و توبه از سوی بزهکار دو عامل مهم جلوگیری از اثبات و اجرای حدود است اگر برخی احکام اجرایی اسلام با راههایی مانند اقرار ثابت شود بزهکار توبه کند حد جاری نمی شود(مائده 39-34)

نزاع ها و درگیری ها هم قانون خاص خود را دارند.

مطابق ماده 615 قانون مجازات اسلامی هر گاه عده ای با یکدیگر منازعه نمایند هر یک از شرکت کنندگان در نزاع حسب مورد به مجازات زیر محکوم می شوند :

1-در صورتی که نزاع منتهی به قتل شود به حبس از یک تا سه سال .

2- در صورتی که منتهی به نقص عضو شود به حبس شش ماه تا سه سال.

3- در صورتی که منتهی به ایراد ضرب و جرح شود به حبس از سه ماه تا یکسال مطابق تبصره دوم همین ماده قانونی مجازاتهای فوق مانع اجرای مقررات قصاص یا دیه حسب مورد نخواهد شد با عنایت به مقررات فوق می توان نزاع دسته جمعی را اینگونه تعریف که هرگاه عده ای بيش از دو نفر با انگیزه های مختلف در درون یا بیرون از جوامع روستای یا شهری به طور محدود یا گسترده یا بصورت مسلحانه یا غیر مسلحانه با همدیگر درگیر شوند و این درگیری به ایراد ضرب و جرح ، قتل یا نقص عضو منتهی گردد اینگونه منازعات اکثرا اثرات و پیامدهای ناگوار و مخربی برای منازعین و خانواده های آن و همچنین ديگر اهالي ساکن آن منطقه ، روستا و یا شهر محل وقوع نزاع در پی خواهد داشت ، آسیب های متعددی در خانواده و جامعه ايجاد می شود و جوامع را دچار نابسامانی و ناهنجاری می نمایند.

این اثرات مخرب زمانی ابعاد وسیع تری به خود می گیرند که منازعین با حمایت و پشتیبانی جمع دوستان ، طایفه قوم و قبیله و ....جدي تر و خشن تر می گردند و بر شدت نزاع می افزایند لذا در همین جا باید به نقش مشکلات فرهنگی در این موارد اشاره کرد بی شک برخي از منازعین در هنگام نزاع درگير مسائل احساسي زیادی از قبیل حس قهرمانی ، پهلوانی ، زورمندی قدرت طلبی و حمایت همه جانبه از فامیل ، دوست و.. خود می شوند که ریشه همه این احساسات به گذشته نوع زندگی ، محیط پرورش فکری و شکل گیری شخصیت اجتماعی و ... هر فرد بر می گردد و قطعاً می بایست در زمینه مباحث فرهنگی مربوط به منازعات ریشه ها شناخته سپس راه درمان ارائه گردد بدیهی است که اینگونه منازعات و مسائل مرتبط در تمامی استانهای کشور و از جمله استان کهگیلویه وبویراحمد وجود دارند لیکن در این استان با توجه به بافت اجتماعی حاکم بر مردم منطقه واقعیت این است که داراي شیوع بیشتر و با ابعاد وسیع تری می باشند بطوريکه مطابق آمار ارائه شده توسط رياست کل محترم دادگستري استان منتشره در سايت نشريه ماوئ سي وپنج درصد(35% )احکام زندانيان استان مربوط به نزاعهاي دسته جمعي مي باشد.ساختار قومی و قبیله ای حاکم بر این استان با وجود داشتن ویژگیهای بسیار مثبت دیگر یکی از علل عمده بروز منازعات خونین در طول زمان در این استان بوده است در کنار این خصیصه عمده می توان به بی سوادی یا کم سوادی نسل گذشته ، فقر و بیکاری ، عدم آشنایی به راهکارهای قانونی جهت احقاق حق ، پایین بودن آستانه تحمل مردم اختلافات ملکي و خانوادگی ، احساساتی شدن افراطي برخی از منازعين ، خرد گریزی ،دفاع از قوم و قبیله و... ، را به علل شیوع منازعات در استان اضافه نمود با این تفاسيرتجربه نشان داده است که نزاعهای دسته جمعی معمولاً با عث سلب آسایش و امنيت مردم گردیده و مشکلات فراوانی را برای مسؤلين، مردم و ... را بوجود آوردند حال این سؤال مطرح می گردد پس چه باید کرد تا در آینده شاهدکاهش اینگونه منازعات باشیم و با توجه به اینکه شیوع منازعات باعث گردیده که چهره مردم شریف استان که در تمامی صحنه های حساس انقلاب اسلامی همانند جنگ تحمیلی و... حضوری پرشکوه داشتند و دارند و خواهند داشت غبار آلود گردد چه تمهيداتي مي بایست اندیشیده شود تا این غبار تاریخی از چهره زیبای مردم این استان برداشته شود؟

بی شک اولین پاسخی که به ذهن متبادر بر می گردد این است که همچنانکه ریشه های این ناهنجاریها به مقوله فرهنگ بر می گردد پس باید به سراغ مسايل فرهنگی رفت و راهکارهای فرهنگی اتخاذ کرد ، ریشه تعصبات خشک قومی وقبیله ای را خشکاند ، به نقش آموزش و پرورش و مدارس و کلاسهای درس توجه بیشتری نمود به نحوی که از همان بدو آموزش و حتی قبل از آن در مراکز پیش دبستانی معایب اینگونه ناهنجاریهای اجتماعی آموزش داده شود ، روحانیت و قشر فرهنگی و تحصیل کرده دانشگاهي احساس مسئولیت بیشتری نموده و در محافل عمومی ، سخنرانیها و ... مردم را نسبت به عواقب و اثرات سوء و مخرب منازعات در زندگی روز مره شهروندان آگاه نمایند ، توجه بیشتر مردم عزیز و ولایتمدار استان به آموزه های اخلاقی دین مبین اسلام که در برگیرنده نفی تعصبات خشک و بی پایه و اساس قومي ومليت گرایی است.آشنا نمودن مردم شهرو روستا باقوانين ومقررات مربوطه و تعيين مجازاتهاي متناسب ومحسوس براي افرادي که در شروع وادامه منازاعات نقش اصلي را دارندهمه وهمه مي توانند به کاهش منازعات دراستان کمک شايان توجهي نمايند. ادارات ونهادهاي فرهنگي در اين راستا رسالت بزرگي برعهده دارند ومي توانند از طريق برپایی همايشها وسمينارهاي کم هزينه در مساجد تکايا و حسينيه هاي موجود در شهرها وروستاهاي استان معايب مضرات وعواقب ناگوار منازعات را براي مردم شريف استان تبيين ويادآوري نمايند وبديهي است که مقامات ارشد استان که خود واقف برتأثیر سو اين منازعات بر موقعيت سياسي اجتماعي فرهنگي اقتصادي و…. استان مي باشند ميتوانند نقش عمده اي در کاهش اين ناهنجاري اجتماعي از طرق مختلف خصوصا تأمين هزينه هاي مالي لازم ايفا نمايند از مسايل فرهنگي که بگذريم ودر کنار آنهاتوجه به زیر ساختهای اقتصادی از جمله ایجاد بنگاهاي اقتصادی و مولد ، جذب سرمایه گذاران بومی و غیر بومی جهت تولید شغل برای جوانان و سایر افراد بیکار قطعاً می تواند در زمینه کاهش منازعات مؤثر واقع گردند به اميد روزي که با همت والا وهميشگي مردم شريف ومسولين دلسوز شاهد روزي باشيم که پرونده نزاعهاي دسته جمعي براي هميشه در استان بسته شود.


** علل گسترش اعتیاد در جوامع :
کارشناسان و صاحبنظران اجتماعی عقیده دارند که اعتیاد علل مختلفی دارد که از آن جمله می‌توان به ارضای هوس‌ها ، زیاده طلبی ، گرفتن انگیزه‌های احساسی ، احساس یکنواختی ، بیکارگی و وقت گذرانی ، فقر ، ثروت بی‌حساب ، عدم آگاهی علمی - اجتماعی و... اشاره کرد

از نقطه نظر روانشناسی عقیده بر این است که اعتیاد به مواد مخدر به گونه ای غیر مستقیم واکنش و پاسخی است مخرب در مقابل کنش‌های غیر قابل تحمل بیرونی و درونی که با نوسل به آن، فرد سعی می‌کند دردها و مشکلات درونی خود مانند اضطراب، افسردگی و محرومیت‌ها را کاهش داده و یا تسکین بخشد و در واقع انتخاب شیوه‌ای است ناسالم به منظور فرار از واقعیت‌های موجود.

 


راهکارهای کاهش نزاع دسته جمعی

ایمان نقش بسزایی در کاهش درگیری ها و نزاع ها خواهد داشت و همچنین نگه داشتن حرمت ماههایی چون رمضان هم می تواند در کاهش این مقوله مؤثر باشد.

" حجت الاسلام سید محمد موسوی پور " به کاهش جرائم مختلف کهگیلویه و بویراحمد طی ماه مبارک رمضان امسال و سال گذشته ، اظهار داشت: براساس گزارش های ارائه شده از سوی دستگاههای ذیصلاح در این ارتباط خوشبختانه جرائم مختلف در ماه مبارک رمضان سالجاری نسبت به مدت مشابه سال قبل در این استان کاهش یافته است. وی ارتقای اعتقادات دینی ، رشد باورهای فرهنگی و شدت بخشیدن به برخی قوانین در زمینه متخلفین و مرتکبین جرائم مختلف را از مهمترین دلایل کاهش جرائم در کهگیلویه و بویراحمد عنوان کرد .دادستان عمومی و انقلاب کهگیلویه و بویراحمد گفت: انگیزه های نزاع های دسته جمعی در این استان کاملاً غیرمنطقی و غیرمعقول است و با هر فرد یا افرادی که بخواهند آرامش و امنیت را از بقیه مردم سلب کنند دستگاه قضا به شدت با آنان برخورد می کند.

مطالب فوق حاکی از این است که هرچه انسان معتقدتر و پایبندتر به مسائل دینی باشد و هر چه مجازات افراد مخل آسایش و امنیت عمومی سنگین تر باشد درس عبرتی برای دیگران است که کمتر به این معضل بپردازند.

یکی دیگر از اقداماتی که جهت کاهش درگیری ها نزاع های دسته جمعی صورت گرفته است ممنوعیت چوب بازی در مجالس شادی در مناطق مختلف استان کهگیلویه و بویراحمد است.حجت الاسلام سید محمد موسوی پور اشاره نمودند که متأسفانه بسیاری از آیین های شادی در زمان برگزاری چوب بازی نزاع های دسته جمعی صورت می گرفت،بعد از ممنوعیت این بازی محلی بسیاری از نزاع های جمعی صورت نگرفت.از زمان ممنوعیت این بازی در آیین های شادی گزارشی مبنی بر نزاع های دسته جمعی در این ارتباط به دستگاه قضایی ارائه نشده است.یکی از دلایل ممنوعیت این بازی اخلال در نظم عمومی بود و به نظر می رسد اجرای این قانون در جهت کاهش این معضل مؤثر واقع شد.

 

طلاق: شهرنشینی: طبق رسوم سالیان اخیر، زوجین پس از ازدواج، به دلایل متعددی از جمله اشتغال، دوری از خانواده یا پیشرفت عازم شهر می‌شوند و به زندگی شهری رو می‌آورند. تقابل زندگی ماتقدم روستایی با نگاه مدرنیته شهری سبب بروز تعارضاتی می‌شود که طرفین را به واکنش در مقابل یکدیگر وا می‌دارد.

باید توجه داشت که سطح برداشت ذهنی هر یک از زوجین از اتفاقات روزمره شهری یا رخدادهای دیگر متفاوت است. این عدم‌یک سنجی به‌عنوان شالوده ناملایمت بعدی است که می‌تواند خود را در اشکال مختلف نشان دهد.به لحاظ روانشناختی نیز یک زوج وقتی از روستای خود جدا شده و متعلقات خود را رها کرده تا مدت‌ها با حس غربت دست و پنجه نرم می‌کنند.

 

 


جامعه سازی یا آداب معاشرت با مردم برای پیشگیری از نزاع

شکی نیست که با توجه به حضور اقشار و گروهها و سلائق و نظریه های متعدد و انواع چالشها و مشکلات و خستگیها و ناکامیها و بروز شادی و غم و عرض اندامها وکمبودها همه روزه برخوردهای ناهماهنگی پیش می آید که بعضاً منجر به جدال ،نزاع یا ناهنجاریهایی می شود و در صورت عدم کنترل و یا مراعات نکردن مراتب اخلاقی و نرمخو نبودن و نداشتن گذشت،جامعه در تلأطم درگیریها و مخاصمات به فساد کشانده شده و نابود می شود.

بر همین اساس فرهنگ اسلام موازین حقوقی متعددی وضع کرده که بدینوسیله،وظیفه انسان در زمان آرامش و در مقابل مراعات کننده موازین اجتماعی،تا دوران بحران و در مقابل متعددیان و مزاحمین،مشخص کرده و مؤمن را در هر موقعیت و مقامی با روش خاصی مأمور تنظیم و پاسداری جامعه و احیاء هنجارهای اجتماعی می کند،بر همین اساس امیرالمؤمنین (ع) در عالیترین دستور معاشرت و برخورد با مردم می فرمایند:انسان باید در دل دو عقیده داشته باشد:یکی آنکه در معاشرت به هم نوع محتاج است، زیرا طبعاً اجتماعی آفریده شده است و در بقاء خود به آنها محتاج است.پس لازم است نرم گفتار و خوش برخورد باشد،دیگر آنکه محتاج به آنها نیست و باید به خود اعتماد کند و خدا روزی ده بندگان و سبب الاسباب داند،نباید تملق و چاپلوسی کند و خود را خوار و زبون نماید،بلکه در عین خوشروئی و شیرین سخنی عزت نفس و مناعت طبع خویش را باید حفظ کند.

 

نقش طوایف در پیشگیری از نزاع دسته جمعی

امنیت و نظم که یکی از اساسی ترین نیازهای انسانی در هر جامعه است،در چنین نظامی مبتنی بر همگرایی درون قبیله ای و نظام(پشتی) رخ می نماید. افراد در منازعات به جای توسل به قانون،به «پشتی» هم بر می خیزند و منازعات کوچک چون گلولۀ کوچک برفی به ناگهان تبدیل به بهمنی ویرانگر می شود.بدیهی است آنچه بر ادامه و شعله ور شدن این رخدادها کمک می کند چون بر اساس تعقل و تمکین به قانون نیست و به علت برافروختن آتش«غیرت» و احساس بی منطق و به پیروی از سنتها و خاطرات گذشته با برداشتی عوامانه شکل گرفته عواقبی تلخ را در پی داشته باشد.در فرهنگ قبیله ای و تقسیم بندی های کوچکتر آن تحت عنوان طایفه،تیره،بنکو،تش که روابط اجتماعی براساس همخونی و خویشاوندی استوار است. در گذشته بر اثر فقدان یک نظام سیاسی مقتدر بود.شدت تفریق اجتماعی در عمل مانع از یکپارچگی و ایجاد وفاق اجتماعی مبتنی بر عقلانیت فرهنگی- اجتماعی و پذیرش حاکمیت قانون و نظم می گردد.احساس خود مختاری در اجرای عدالت از خصوصیات بارز در این فرهنگ است.

 

تفریق جامعه به گروههایی تحت عنوان طایفه،تیره،بنکو،تش و غیره باعث کم رنگ شدن وفاق اجتماعی و جامعه پذیری شده و سرمایه اجتماعی-اعتماد به قانون و نظم تضعیف می گردد. فرد در یک چنین اجتماعی به جای آنکه قانون و پلیس را حافظ امنیت خود بداند به قانون«پشتی» در نظام قبیله ای روی می آورد. با تحریک احساسات و برافروختن آتش غیرت و عصبیت تلاش می کند با فشار به طرف معارضه و حتی مجریان قانون احقاق حق کند.

 

طوایف مردمی پاک سرشت و زیبا خو هستند که روحیه قوم گرایی و همدوستی به وضوح در آنها به چشم می خورد. خود این حس نوع دوستی باعث خواهد شد که اگر زمانی بین یک یا چند شخص اختلافی به وجود آید ریش سفیدان و بزرگان ایل و طایفه به رفع آن مشکل خواهند پرداخت و رابطه صلح و دوستی را بین طوایف مورد اختلاف برقرار می سازند. اما وضعیت زمانی بحرانی خواهد شد که خود ریش سفیدان و بزرگان بخواهند با کینه و دشمنی بر این اختلاف دامن بزنند آن موقع است که درگیری سطح وسیع تری پیدا نموده و دامن آن گسترده تر خواهد شد به گونه ای که طوایف و قبایل مختلفی را درگیر در این قضیه خواهند کرد و این خود رفته رفته به نزاع دسته جمعی تبدیل شده که سطح آن به شهرها و روستاهای اطراف هم کشانده خواهد شد آنوقت است که امنیت عمومی از افراد سلب شده و زندگی با نوعی رعب وترس همراه خواهد شد.

 

الحمدالله با حضور نیروی انتظامی و پلیس می توان اذعان داشت که سطح این نزاع ها پائین تر آمده ولی اصل مسئله هنوز به قوت خود باقیست و همیشه باید این خطر احساس شود که نزاع های طایفه ای عواقب سوء و نابخردانه ای به همراه خواهد داشت.در بخش پیشنهادات بیان خواهیم کرد که پلیس با اقتدار و سرعت عمل به موقع خواهد توانست خیلی از این درگیری ها را قبل از آنکه به جاهای غیر قابل جبران برسد سرکوب نموده و امنیت را بر سطح جامعه،شهر و روستا حاکم نماید.ولی تنها نیروی انتظامی و پلیس وظیفه پیشگیری از چنین درگیری هایی را ندارند بلکه هر نهاد و ارگانی در جای خود می تواند مؤثر واقع شود.به عنوان مثال نهادهای فرهنگی با برگزاری برنامه هایی که با سنت ها و اصالت فرهنگی اقوام مطابقت داشته ، دوستی و تفاهم را به اقشار مختلف اعم از شهری،روستایی،عشایری هدیه نموده و از آمار درگیری های نابجایی که گاهاً بدون دلیل منطقی صورت می پذیرد بکاهد.

 

دادگاه ها و دادسراها جهت جلوگیری از درگیری ها بخصوص درگیری هایی که بر سر مزارع و اراضی صورت می پذیرد اقدام  فعالانه ای انجام دهند که در ادامه همین مقاله به گوشه هایی از فعالیتهای آنها که توسط  دادگستری استان کهگیلویه و بویراحمد صورت پذیرفته اشاره نموده و تأثیر این اقدام را بیان می نمائیم.

 

پدیده نزاع در جوامع مختلف علت و عوامل گوناگونی دارد.بیشتر علت آن به اجتماعاتی برمی گردد که بافت قبیله ای دارند و به دلیل سنتی بودن و سنتی فکر کردن چنین جوامعی دامنه یک درگیری شاید خیلی کوچک بسیار گسترده شده و باعث درگیری های رفیعی که بعضاً کشته شدن افراد،نقص عضو،از هم پاشیدگی کانون خانواده، ناراحتی های روانی،تخریب مزارع و منازل و در نهایت ترک دیار شده و می شود.

 

در جوامع گذشته عصبیت،پیوسته عامل تداوم زندگی گروهی بوده به گونه ای که انسانها نمی توانسته اند به تنهایی و بدون پشتیبانی قبیل،یه زیست و بقای خود و خانواده ادامه دهند،در این منطقه نوعی عصبیت که به تقوی غرور قومی می انجامد تجلی می نماید و در حقیقت می توان گفت:که به طور کلی دو عامل اصلی از دل آنان سرچشمه گرفته و همواره آنان را به مثابۀ سایه ای تعقیب می نماید که این دو عامل عبارتند از:غرور قومی و کینه توزی مردم نسبت به مسائل خاص که نهایتاً باعث سوق دادن آنها به بی اعتنایی به قانون و دادخواهی فردی می نماید.

 

همانطور که در گذشته مردم این منطقه نتوانسته اند از سیاستهای روز بهره برداری مناسبی نمایند و نداشتن طرز فکر سیاسی را فقط از جنبه مثبت آن یعنی حفظ تمامیت ارضی را در کارنامه خود دارند و بدون توجه به سرنوشت سیاسی خود مانند انتخابات پارلمانی ،شوراها و ...مسائل قوم گرایی را از تمام شاخص های دیگر در اولویت قرار می دهند.متأسفانه در چند دوره اخیر هم به مناقشاتی که حتی منجر به ضرب،جرح و قتل بوده به خاطر انتخاباتهای صورت گرفته است و دامنه این نزاعها در شهرها،روستاها و حتی مناطق عشایری نیز قابل مشاهده و پیگیری است.

 

یکی از قشرهایی که نقش آنان در نزاع بی تأثیر نیست زنان است.زنان در همۀ عرصه های زندگی عشایری پا به پای مردان نقش ایفا می نمایند. وجود حماسه های زنان عشایر در قالب تصنیف ها حاکی از شجاعت و سلحشوری آنهاست،با این وجود نقش زنان در نزاعهای جمعی کمتر از مردان نیست.زنان در تحریک و تحریص بر نزاع پرداخته و اغلب با چنگ زدن به صورت و داد و فریاد و سنگ انداختن موجب تشدید برخوردها و از این جهت مردان نیز در مورد زنان از خود حساسیت نشان داده و آنها را به نزاعهای جمعی فرا می خوانند.

 

آمار کاهش درگیری ها در استان کهگیلویه و بویراحمد

نزاع های دسته جمعی در سطح استان  در سال 88، 35 درصد کاهش داشته است.

در سومین روز از هفته قوه قضائیه رئیس دادگستری استان کهگیلویه و بویراحمد بیان این مطلب افزود: در سال 88 ، 26 هزار و 610 فقره پرونده به دادسرای عمومی و انقلاب استان وارد شده است که ضمن اینکه معادل  پرونده های وارده ، پرونده مختومه داشته ایم و توانستیم بخشی از پرونده های سال های گذشته به تعداد 114 فقره پرونده  نیز کسر نماییم. دکتر علی جمادی افزود: در دادگاه عمومی و انقلاب استان در سال 30،88 هزار و 595 فقره پرونده وارد شده است که در مجموع  31 هزار و 774 پرونده  مختومه شده است و در مجموع علاوه بر معادل پرونده های وارده ، یک هزار و 179 فقره پرونده از موجودی سالهای قبل نیز کاهش یافته است. جمادی افزود: در شعب دادگاه های تجدید نظر استان 6 هزار و  833  فقره پرونده وارد شد و در همین سال 7 هزار و 60 فقره مختومه شده که 222 فقره علاوه بر معادل سال جدید از موجودی سالهای قبل کاهش یافته است.

 

رئیس کل دادگستری استان کهگیلویه و بویراحمد گفت: با توجه به اقدامات پیشگیرانه ای که در سرلوحه کار دادگستری استان قرار گرفت و با همدلی شورای تأمین و نقش ارشادی صدا و سیما، رسانه ها و برگزاری همایش ها و کارهای فرهنگی و دانشگاهها خوشبختانه ما در سال 88 ، با کاهش 35 درصدی آمار پرونده های نزاع دسته جمعی مواجه شدیم و این نشان داد که باید اقدامات فرهنگی را گسترش دهیم.دکتر جمادی گفت: برای کاهش نزاع ها نیز اقدامات پیشگیرانه بیشتری صورت گرفت و با توجه به اینکه بسیاری از افرادی که در روستاها در نزاع های دسته جمعی شرکت می کنند تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند، مصوب شد در صورت اعلام مراجع قضایی نسبت به برخورد و قطع مستمری  این گونه افراد اقدام شود و در صورتی که افراد از کارمندان دولت باشند به تخلفات اداری معرفی می شوند.

 

دکتر جمادی افزود: شناسایی و دستگیری منازعین ، عوامل و محرکین و برخورد با آنها در دستور کار بوده و استفاده از مجازاتهای تتمیمی مثل اقامت اجباری و تبعید تاثیر گذاری خاص خود را داشته است. وی گفت : در برخورد با نزاع های دسته جمعی  هم پیشگیری کیفری و غیر کیفری صورت گرفت که نهادهای فرهنگی،شورای تامین و نیروی انتظامی در این امر دخیل بوده است.وی با بیان اینکه در حوزه کاهش نزاع ها باید علت نزاع ها را مشخص نماییم گفت : بسیاری از نزاع ها ناشی از بحث فرهنگی است. رئیس کل دادگستری استان افزود: بخش دیگری از نزاع های دسته جمعی ناشی از یک سری اقدامات فیزیکی است که باید انجام می شد و انجام نگرفت.

 

 

پیشنهادات:

-بهره گیری از مبانی اعتقادی و دینی و سیره ائمه برای دوری جستن از نزاع و درگیری و تعصبات کورکورانه قومی و قبیله ای.

-آگاه سازی عمومی نسبت به پیامدهای زیانبار فردی و اجتماعی درگیریها.

-توجه مسئولین استان در جهت فراهم آوردن زمینه مساعد جهت اشتغال جوانان و کاهش بیکاری.

هماهنگی دستگاه های قضایی،انتظامی و امنیتی درباره شیوه رویارویی با نزاع ها و مسببین آنها به منظور کاهش نزاع های جمعی.

-گردآوری اطلاعات جامع درباره نزاع جمعی توسط دستگاه های ذیربط،به منظور انجام مطالعات کاربردی و بنیادی در این زمینه.

-جلوگیری از مهاجرت بی رویه عشایر و روستائیان به شهرها.

-جلوگیری از گسترش حاشیه نشینی در اطراف شهرها.

--برگزاری جلسات سخنرانی در مساجد و محلهای تجمع مردمی توسط نیروی انتظامی.

-تهیه فیلمهای مستند از عواقب و پیامدهای نزاع و درگیری و پخش از سیمای استان.

-ارائه هشدارهای اجتماعی در قالب بروشور ،اطلاعیه و ... به مردم و دعوت آنها به تفاهم و راستی با یکدیگر.

-برنامه ریزی جهت برگزاری برنامه های فرهنگی

 

اعتياد در روستا

  در گذشته اي نزديك به نيم قرن پيش از اين در  روستا فقط عده ي بسيار كمي مواد مخدر مصرف مي كردند، تنها كساني كه به نوعي مي توان گفت قشر ممتازي بوده اند. - یکی شاعر بود یکی دعا نویس یکی کدخدا...- اما امروزه انواع مختلفي از مواد مخدر در روستا يافت مي شود، هر نوعي كه در شهر پيدا شود در روستا هم امكان مصرف اش هست! تعداد معتادهاي روستا رو به افزايش و سن مصرف رو به كاهش است، شغل مواد فروشي هم كه پر سود است ،مخصوصا اين مواد جديد كه به سرعت در حال گسترش است و سريع افراد مبتلايش را تا به حد مرگ ضعيف مي كند، نمي دانم چرا به اين سرعت اعتياد قبحش شكست و مصرف مواد شايع شد اما مي دانم اين بلا زير بناي بلاياي بعدي از جمله، نا امني، سرقت، شرارت و ساير ناهنجاريهاي اجتماعي است، ممكن است از نبود نشاط در اجتماع سرچشمه بگيرد، شايد از فقر روزافزون در روستاها باشد، احتمال دارد از ارزاني فراواني و در دسترس بودن مواد باشد يا هر دليل ديگر. اما مي دانم كه دارد آن يك ذره زيبايي و پاكي روستا را نيز مضمحل مي كند.

زندگی روستایی ما امروزه سرشار از مشکلات است، مشکلاتی که رسیدگی به آنها را باید هر چه زودتر شروع کرد ویکی از این مشکلات که با سرعت بسیار بالایی در حال رشد ونمو است اعتیاد است تا محدود جوانانی را که در روستاها مانده اند از پا ی در آورد به نظر شماچه اقداماتی در مورد اعتیاد روستاییان صورت گرفته است؟ در روستاها آمار جوانان سیگاری روز به روز افزایش پیدا میکند قرن، قرن اطلاعات تکنولوژی وپیشرفت است و مانند قدیم نیست که یک روستایی شاید تا آخر عمرش هم شهر را نبیندهمانگونه که مشاهده میکنید طرز لباس پوشیدن و مدل موی جوانان روستا نیز با یک جوان شهر فرق چندانی ندارد مواد مخدر هم به راحتی وارد روستاها میشود .زنگ خطر در روستاها به صدا در آمده صدای قدمهای منحوس کراک بسیار نزدیک است بیشتر از آنچه که فکرش را بکنید بسته های قرصهای رنگارنگ اکس و روانگردان هم آماده لبخند زدن هستند اگربرای جوانان روستاها کاری نکنیم مواد مخدراستاد کارماهریست وبه موقع کار خود را انجام میدهد تا بدون منت ساعاتی لذت وسرخوشی را به قربانی خود هدیه کند و.... البته بيشتر جمعيت معتاد كشور ما در رده سني 20 تا 39 سال قرار دارند

اعتیاد یک بیماری روانی، اجتماعی و اقتصادی است که از مصرف غیرطبیعی و غیرمجاز برخی مواد مانند الکل، تریاک، حشیش و... ناشی می‌شود و باعث وابستگی روانی یا فیزیولوژیک فرد مبتلا (معتاد) به این مواد می‌شود و در عملکرد جسمی، روانی و اجتماعی وی تأثیرات نامطلوب بر جای می‌گذارد.[

اعتیاد پاسخ فیزیولوژیک بدن است به مصرف مکرر مواد اعتیادآور. این وابستگی از طرفی باعث تسکین و آرامش موقت و گاهی تحریک و نشاط گذرا برای فرد می‌گردد و از طرف دیگر بعد از اتمام این اثرات سبب جستجوی فرد برای یافتن مجدد ماده و وابستگی مداوم به آن می‌شود. در این حالت فرد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روانی به ماده مخدر وابستگی پیدا می‌کند و مجبور است به تدریج مقدار ماده مصرفی را افزایش دهد

 

علل اجتماعی :


الف. دسترسی آسان به مواد مخدر

ب. نابرابری های اقتصادی و اجتماعی

ج. نقش محیط جغرافیایی و محل سکونت

د. نقش دوستان ناباب

ه.علل خانوادگی

بحران هویت

 از عواملی که در دوران نوجوانی وجود دارد بحران هویت است که می تواند فرد را به آسیب ها و انحرافات و بیماری های روانی بکشاند.

هویت یا من یا خودی است که شامل عقاید، طرز تفکر و رفتارهای خاصی است که هر فرد به واسطه آنها از دیگر افراد متمایز می شود.به عقیده سیدنی توهن:افراد دچار بحران هویت که شمارزیادی از معتادان جوان را تشکیل میدهند کسانی هستند که نه توان لذت بردن از زندگی را دارند و نه توان مواجهه با مشکلات و ناملایمات را در خود می بینند.توهن عقیده دارد که مواد مخدر در نظر چنین افرادی به عنوان داروی رفع کننده ی نارضایتی ها و ناکامی ها و همچنین پر کننده ی خلاء های روانی می باشد.معمولا افراد دچار بحران هویت با معتاد شدن به دنبال هویت تازه ای می گردند و از طریق مقابله با ارزشهای بزرگسالان سعی می کنند که به خویشتن هویت بخشند که این امر می تواند آنها را به انحرافات بیشتر بکشاند.

امروزه تربیت فرزندان منحصر به خانواده نیست و عوامل دیگری از قبیل آموزش و پرورش،گروه های همسالان، رادیو و تلویزیون، اینترنت و...تاثیر گذار هستند. نسل جوان در دنیای مدرن برخلاف همسالان خود در جامعه ی ماقبل مدرن،روز به روز اطلاعات و آگاهی های زیادی کسب می کنند و به تبع آن دارای نیازهای جدیدی می شوند و والدین کمتر به او کنترل و نظارت دارند و احتمال دچار شدن به اظطراب ، سرخوردگی،احساس تنهایی و

ناکامی زیادتر است.نتیجه ی چنین روابطی طرد فرزند و ایجاد احساس تنهایی، اظطراب و

سردرگمی در جوان است که زمینه ی پیوستن او را به گروه های افراد منحرف و معتاد فراهم میکند.

 

فقر :

بر طبق آمارهای رسمی کشور، بیش از 60 درصد از افراد زیر خط فقر کشور در روستاها زندگی می‌کنند. بدیهی است هر سیاستی که بخواهد به اجرای عدالت و کاهش فقر بپردازد، باید بهبود وضع اقتصادی روستاها و وضعیت معیشتی روستائیان را در کانون توجه قرار دهد. سوال اصلی این است که مشکل کار کجاست؟ چرا به رغم تلاش دولتمردان در مبارزه با فقر باز هم سیمای فقر در روستاها روز به روز پر رنگ‌تر می‌شود؟ برای مبارزه با فقر در روستاها چه باید کرد؟ بیش از یک سوم جمعیت کشور در روستاها زندگی می‌کنند و اکثریت قریب به اتفاق آنان از طریق کشاورزی به ارتزاق مشغولند. طبیعی است هر سیاستی که بخواهد به کاهش فقر در روستاها بیانجامد، بایستی بر محور توسعه و رشد فعالیت‌های کشاورزی و دامپروری و افزایش بهره‌وری در این بخش‌ها معطوف باشد که متاسفانه در سالیان گذشته استراتژی‌های مناسبی جهت کاهش فقر در روستاها دنبال نشده و اغلب سیاست‌های اجرا شده در این زمینه سیاست‌های مقطعی و کم اثر بوده و نتوانسته است به صورت ریشه‌ای به رفع موانع موجود بپردازد

مهم‌ترین راهکار مناسب برای رفع فقر در روستاها، توسعه کشاورزی و حمایت مناسب از این بخش می‌باشد، مساله‌ای که تاکنون تا حد زیادی مغفول مانده است.

به عبارتی افزایش سرمایه گذاری در بخش کشاورزی، بهبود بهره وری تولید و نیز استفاده از منابع آب، اصلاح شیوه‌های آبیاری، افزایش سطح آموزش کشاورزان، بهبود تکنولوژی تولید و ماشین آلات کشاورزی و کاهش ضایعات در این بخش، گسترش تحقیقات کشاورزی و تولید ارقام جدید محصولات - که محصول بیشتر تولید کرده و در برابر آفات و بیماری‌ها، مقاوم باشد- توسعه صنایع تبدیلی و بسته بندی، رفع موانع و محدودیت منابع آبی با احداث سدهای جدید و گسترش آبخیزداری، گسترش بیمه محصولات کشاورزی، پرداخت یارانه‌های مناسب در این بخش، جلوگیری از واردات بی رویه محصولات کشاورزی و تسهیل در امر صادرات این محصولات گسترش و بهبود سیستم حمل و نقل و بازاریابی محصولات کشاورزی و ... از جمله اقداماتی است که باید به منظور بهبود و توسعه کشاورزی و در نتیجه افزایش تولید و در آمد کشاورزان انجام گیرد.

 

علاوه بر این موارد، پرداخت تسهیلات بانکی مناسب به روستاییان و کشاورزان نیز می‌تواند نقش بسزایی در رشد تولید و بهبود سطح زندگی در روستاها ایفا نماید.

 متاسفانه بخش قابل توجهی از این قشر از سرمایه‌ کافی برای پرداخت هزینه‌های تولید و هزینه‌های جاری خانواده خود برخوردار نبوده و نیازمند دریافت تسهیلات بانکی و وام می‌باشند، اما مکانیسم نامناسب نظام بانکی کشور که به نسبت، تسهیلات بسیار کمتری را به روستائیان اختصاص می‌دهد و از سوی دیگر بخش قابل توجهی از آنان از وثیقه‌ مالی مناسب و یا داشتن ضامن‌های معتبر برخوردار نیستند، در نتیجه بخش قابل توجهی از روستائیان از دریافت وام و تسهیلات بانکی محروم بوده و بالاجبار نیازهای مالی خود را از طریق دریافت پول با بهره‌های گزاف از برخی اشخاص تامین می‌نمایند؛ آن گونه که مجبورند بخش عمده درآمدهای خود را به منظور پرداخت بهره به رباخواران بپردازند که این امر نیز به گسترش فقر روستایی منجر خواهد شد. با این توضیحات بدیهی است که اصلاح ساختار نظام پولی و بانکی کشور و توجه به پرداخت اعتبارات خرد به روستاییان بدون نیاز به اخذ وثیقه‌ها، می‌تواند در کاهش فقر و افزایش سطح رفاه آنان نقش عمده‌ای ایفا نماید.

علاوه بر موارد فوق الذکر توجه ویژه به آموزش روستاییان به ویژه آموزش‌های کاربردی در زمینه کشاورزی و حمایت از بخش کشاورزی در خشکسالی‌ها، سیل و بلایای طبیعی و بیمه کردن محصولات کشاورزی نیز می‌تواند به افزایش سطح تولید و در نتیجه رشد در آمد و رفاه این اقشار پر تلاش بیانجامد .

 پایان سخن اینکه، از آنجا که بخش قابل توجهی از فقر کشور در جامعه روستایی قرار دارد، به منظور رشد و توسعه کشور و دستیابی به عدالت اجتماعی و اهداف چشم انداز بیست ساله، دولتمردان باید توجه بسیار بیشتری به بخش کشاورزی کشور داشته و با افزایش تولید و توسعه این بخش و رونق بخشیدن به کشاورزی کشور زمینه تحقق عدالت اجتماعی و اهداف چشم انداز بیست ساله کشور را فراهم نموده و روستائیان و کشاورزان را که بی شک از پر تلاش ترین اقشار جامعه هستند از نتایج این اقدامات منتفع نمایند. 

در یک تعریف توسعه روستایی راهبردی جهت بهبود زندگی اجتماعی و اقتصادی روستائیان فقیر می دانند همانطور که در نوشته های پیشین نیز متذکر شده بودم مهمترین مسأله در زندگی روستایی فقر می باشد و در حدود 4/26 درصد از جمعیت روستایی زیرخط فقر می باشند و همین مقدار نیز روی خط فقر یا نزدیک آن می باشند و کمتر مشاهده شده است که فقر از روستائیان جدا شده باشد.

 

اکنون به پیامدهای فقر، بخصوص فقر روستایی می پردازیم: فقر دو نوع پیامد مستقیم و غیرمستقیم در خانوار روستایی می تواند داشته باشد:

 

پیامدهای مستقیم مانند

 

1.     فروش محصولات با قیمت بسیار پایین

 

2.     سرمایه اولیه درآمد صرف نیازهای مصرفی ضروری و روزانه شده

 

3.     نبود نقدینگی فرد روستایی را بسوی گردابی از بدهکاری می کشاند

 

4.     درآمد پایین کشاورزی، شغل دوم را ایجاب می کند که این باعث رکور مدرنیزاسیون در کشاورزی می شود.

 

5.     نبود نقدینگی باعث عدم اعتماد مؤسسات وام دهنده به روستایی می شود.

 

 

بررسی چرایی طلاق در خانواده های روستایی

 

شاید در سال‌های نه چندان دور، طلاق پدیده‌ای مدنی و شهری به حساب می‌آمد که روستاییان را شامل نمی‌شد.

پیوندهای خویشاوندی که در میان اهالی روستاها وجود داشت باعث می‌شد تا خانواده‌ها با وجود رابطه فامیلی با یکدیگر، شناخت کاملی نسبت به دختر و پسر داشته باشند. این دو عامل روانی بسیار مهم، سبب شده بود تا قرن‌ها در روستاها خبری از طلاق نباشد اما امروزه آمارها حاکی از رشد طلاق‌در روستاهای کشور است؛ آمارهایی که به‌شدت نگران‌کننده و البته تأمل‌برانگیز است.

 

اکثر خانواده‌های روستایی با یکدیگر نسبت‌های فامیلی داشته و بدین ترتیب یکدیگر را به خوبی می‌شناسند. ضمن اینکه در بسیاری از روستاها، تأهل پسر با دختر شهری عرف نبوده و مصطلح نیست.

 

بافت سنتی خانواده‌های روستایی سبب شد تا تمامی مراسم ازدواج و حتی نشان‌کردن دختر برای پسر در کمال سادگی صورت پذیرد و بدین‌گونه سیکل گردشی تحصیل تا دیپلم، سربازی و سپس ازدواج برای اکثریت پسران روستایی معنا می‌یابد. همچنین نگـاه سـاده و بی‌‌آلایش جمعیـت روستایی به مشکلات سبب شد تا آنها در کنار جنب و جوش بالای زندگی، قناعت را سرلوحه‌ کار روزمره خود قرار دهند؛ عنصری که اگر در زندگی شهری رعایت شود، خودبه‌خود میزان طلاق را تا میزان بالایی کاهش می‌دهد.

 

ساده زیستی، روابط خویشاوندی، صله‌رحم و خودکفایی از جمله مولفه‌های مهمی است که سبب شده زندگی زناشویی روستاییان با دوام بیشتری همراه باشد و به خزان طلاق نینجامد.

 

عوامل طلاق در روستاها

 

در کنار تمام مناسبات خانوادگی که در یک زندگی روستایی وجود دارد باز هم عوامل مؤثری در طلاق این قشر به چشم می‌خورد:

 

الف) شهرنشینی: طبق رسوم سالیان اخیر، زوجین پس از ازدواج، به دلایل متعددی از جمله اشتغال، دوری از خانواده یا پیشرفت عازم شهر می‌شوند و به زندگی شهری رو می‌آورند. تقابل زندگی ماتقدم روستایی با نگاه مدرنیته شهری سبب بروز تعارضاتی می‌شود که طرفین را به واکنش در مقابل یکدیگر وا می‌دارد.

 

باید توجه داشت که سطح برداشت ذهنی هر یک از زوجین از اتفاقات روزمره شهری یا رخدادهای دیگر متفاوت است. این عدم‌یک سنجی به‌عنوان شالوده ناملایمت بعدی است که می‌تواند خود را در اشکال مختلف نشان دهد.به لحاظ روانشناختی نیز یک زوج وقتی از روستای خود جدا شده و متعلقات خود را رها کرده تا مدت‌ها با حس غربت دست و پنجه نرم می‌کنند.

 

فشار حس غربت در کنار مشکلات مادی، شغلی و روحی ـ روانی افراد سبب می‌شود تا هر یک از آنها با کوچک‌ترین اصطکاک در زندگی، واکنش تندی از خود نشان داده و به‌اصطلاح آستانه تحمل خود را به مقادیر بالایی پایین آورند. البته زندگی شهرنشینی به‌عنوان یکی از پارامترهای طلاق در روستاییان دارای انشقاقاتی نیز هست که از جمله آنها می‌توان به اعتیاد اشاره کرد.

 

در برخی موارد نیز مشاهده شده که بسیاری از مردهای روستایی برای فرار از وضعیت نامطلوب زندگی خود به اعتیاد پناه آورده و با توجه به اینکه در زندگی شهری، به راحتی می‌توان به این مواد دست یافت، خیلی زودتر نسبت به شرایط معمول معتاد شده و حتی اسباب منزل خـود را مـی‌فـروشند یا پس از مدتی به روستا بـازمـی‌گـردنـد.

 

 

افزایش طلاق در خانواده های روستایی

 

متأسفانه پـدیـده شهـرنشینـی(مهاجرت) روستاییان و تمامی شقوق آن به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین دلایل طلاق زوجین روستایی مطرح است. اما می‌توان با در نظر گرفتن بعضی شرایط، میزان خطر مهاجرت را بسیار پایین آورد: مثلا زوجین روستایی که حال به هر دلیلی قصد شهر نشینی دارند می‌توانند به بزرگ‌ترین شهر استانشان بروند و در آنجا زندگی کنند تا هم مشکلات خانوادگی به طرز شایعی گریبانگیر آنان نشود و هم احساس غربت نکنند. تمرکز روی تهران می‌تواند مشکلات فراوانی را برای آنها به‌وجود آورد.

 

ب) نگاه محدود: متأسفانه از زاویه‌ای دیگر، بارها دیده شده با توجه به نگاه بی‌آلایش این افراد، آنها خیلی زود اسیر وعده‌های پوچ متملقان شده و بدین ترتیب کانون گرم زندگی خود را به تباهی می‌کشانند.از سوی دیگر با توجه به تمام محدودیت‌هایی که یک زندگی روستایی دارد، با مهاجرت به شهر، این نگاه محدود یکباره برداشته می‌شود و میزان تن‌دادن به انواع حرکت‌ها از جمله چشم و هم‌چشمی بالا می‌رود.

 

ج) تظاهر به پیشرفت: اگرچه در زوایای گوناگون زندگی شهری نوعی چشم و هم‌چشمی وجود دارد اما این مقوله در زندگی روستایی شکلی متجددانه‌ای به‌خود می‌گیرد. بسیاری از این زوج‌ها با دیدن وسایل رفاهی گوناگون در ویترین مغازه‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی، به خرید آنان راغب می‌شوند و گاه آن‌قدر در این مسیر افراط می‌ورزند که بدهی‌های کلانی بالا می‌آورند. در جاهایی نیز دیده شده که شوهر به‌دلیل برآورده نکردن انتظارات بی‌جا و غیرمعمول همسر خود، با طلب دریافت مهریه مواجه شده یا به زندان انداخته می‌شود و بدین ترتیب گاه کار به محاکم قضایی کشیده می‌شود.

 

این تعلق کاذب به مدرن بودن و پیشرفت که فقط به لحاظ ظاهری معنادهی دارد سبب شده تا در بسیاری از اوقات، خانواده‌های روستایی در مضایق روحی و مادی فراوانی قرار بگیرند و در نتیجه‌ عدم‌درک صحیح و متقابل از سوی یکدیگر به سمت و سوی طلاق کشیده شوند.در این زمینه یکدلی زوجین حرف اول را می‌زند؛ اینکه آنان فلسفه حضور خود را در آن شهر بدانند. طبیعتا در چنین شرایطی زن و شوهر به وفاق بزرگی دست می‌یابند که در پناه آن می‌توانند بر مشکلات ریز و درشت فائق آمده و خیلی زود طعم خوشبختی و زندگی آسوده را بچشند. البته نباید از بعد معنوی چشم پوشید؛ چنگ‌زدن به ریسمان الهی در این شرایط بسیار لذتبخش‌تر از همیشه خواهد بود.

 

آمارهای نگران‌کننده

شاید بیان این حقیقت که رشد طلاق در خانواده‌های روستایی در حال نزدیک شدن به آمار رشد طلاق در زندگی شهری است، کمی باعث تعجب شود اما آمارها جملگی، به‌نحوی مبرهن گویای این مطلبند. طلاق با افزایش 8/13درصدی مواجه است به‌طوری که در سال87، 110هزار و 510نفر طلاق صورت گرفته‌ که این رقم در سال88، 125هزار و 747مورد طلاق را شامل می‌شود.

 

اگرچه این آمارهای تلخ روز‌به‌روز در حال گسترش است اما شاید بتوان از طریق راهکارهای اجرایی‌، میزان آن را پایین آورد. مطمئنا نخستین و مؤثرترین راه پیشگیری از چنین وضعیتی، ترغیب زوج‌ها به ماندن در روستاها از سوی خانواده و حمایت مادی دولت از پروژه‌های عمرانی ـ کشاورزی روستاهاست تا جوانان هیچ دلیلی برای مهاجرت به شهر نداشته باشند؛ چرا که مشاهده شده است اکثریت قریب به اتفاق طلاق‌های روستایی در اثر پیامدهای مهاجرت آنان به شهرها و تقابل با فـرهنگـی جـدید است.

 

به همین دلیل بزرگ‌ترین راهکار مقابله با طلاق زوج‌های روستایی، ممانعت از حضور پررنگ آنها در صحنه‌ زندگی شهری اسـت. مطمئنا در وهلـه‌ اول ایـن راهکـار شایدکمـی خودخواهانه یا تبعیض آمیز به‌نظر برسد اما با تحلیل پیامدهای این انتقالات، می‌توان به کارآمد بودن این طرح مؤثر اما دشوار ایمان آورد.

 

این یکی از اهداف کلان هر دولتی است که با رونق دادن به بخش‌های زیربنایی کشور که اکثرا در روستاها دایر است ضمن فراهم آوردن امکان اشتغال برای جوانان آن روستاها‌، آنان را از مهاجرت به شهرهای دیگر باز می‌دارد؛ اقدامی که با وجود بعد اقتصادی‌، به تحکیم پایه‌های زندگی زوج‌های روستایی نیز کمک شایان توجهی می‌کند.